ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

146

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

اعمال ديگرى غير از جهل و نادانى است ، و اين توبه همان پشيمانى است . اين دو قسم توبه ميان بنده و خدا واقع مىشود . توبه قسم سومى دارد و آن به معناى بازگشت از گناهانى است كه در ميان بندگان رخ مىدهد . مفهوم اين توبه نيز پشيمانى و تصميم به بازگرداندن حقوق آنان است . عبد اللّه مىگويد : خداوند هيچ‌كس را به توبه و بازگشت از جهل و نادانى فرمان نداده است ؛ زيرا آدمى پيش از آنكه بداند ، موظّف نشده كه بداند . 136 . همچنين گفته شده است كه توبه ، به‌معناى بازگشت از انگيزه و عامل گناه است ، چرا كه در واقع انسان مرتكب عامل نافرمانى شده است ؛ نه به معناى بازگشت از سبب [ مباشر ] آن ، مثل كشتن در حال انجام قتل . 137 . عبد اللّه مىگويد : هيچ‌كس را نمىتوان فاسق شمرد مگر به خاطر [ آيه‌اى از ] قرآن يا سنّت يا اتفاق علما ، زيرا فاسق دانستن كسى امرى نيست كه بر پايهء قواعد عقلى استوار باشد ، بلكه تنها با رعايت حدود و شرايط آن مىتوان كسى را تفسيق كرد . 138 . عبد اللّه مىافزايد : كسى كه خدا را نشناخته و به او ايمان نياورده ، كافر است . اما كسى كه بعد از شناخت خدا ، به اجتهاد و تأويل [ احكام الاهى ] دست يازد ، در صورتى كه قصدش تقرّب به خدا باشد ، مطيع و فرمان‌بردار به شمار مىآيد ، هرچند به خطا رود و به قصدش نايل نگردد ؛ زيرا اگر به حق نرسيده ، حجّتى بر او نيست ؛ چه اينكه او در جست‌وجوى حق بوده و تمام توانش را به كار گرفته است . تنها وقتى حجّت بر ضدّ اوست كه معلوم گردد او ايمان آورده و خدا او را به جست‌وجوى حق فرمان داده ، ولى او در پى حق نرفته است . 139 . [ در تفسير مفهوم صدق ] گروهى گفته‌اند : راست‌گويى آن است كه شخصى از امرى خبر دهد در حالىكه نسبت به آنچه خبر مىدهد ، علم و آگاهى دارد . پس اگر بدون آگاهى بگويد : فردا باران مىبارد ، و باران هم ببارد ، باز او در اين سخن صادق نبوده است و گفتهء زبانى [ بدون علم ] كافى نيست . گروهى ديگر اظهار داشته‌اند : راست‌گويى از ناحيهء بنده آن است كه در مقام